محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

363

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

شدند از پى قلعه گيرى سوار * دليرانه رفتند سوى حصار درين روز ، مبارزان دلير و دلاوران قلعه‌گير ، با اسباب قلعه‌گيرى پيش آمده حصار را مركزوار در ميان گرفته بضرب تير و تفنگ و ساير اسباب جنگ رخنه‌ها در جدران و بنيان آن حصار انداختند و محصوران نيز حسب المقدور در دفع و منع آن جماعت كوشيده لواى سعى و جهد افراختند و چون يوسف بيگ دانست كه به مجرد ستيزه و جنگ محافظت حصار نام و ننگ مقدور نيست ، يك دو كس از نزديكان خود [ را ] كه محل اعتماد بودند ، با تحفهء لايق به خدمت « 1 » نوّاب ركن السلطنه فرستاده طالب امان و صلح شد . و روز ديگر بناى عهد و پيمان ، بحلفه و ايمان متقن و مستحكم ساخته يوسف بيگ از قلعه بيرون آمده بينهما ملاقات واقع شده ، فرهاد خان خاطر او را بتعهدات و تقبلات ، ساكن و مطمئن گردانيده متكّفل امور و متعهد حضور او گرديد و از بيم بأس و سطوت پادشاه فريدون بسطت ايمن ساخت و روز ديگر باتفاق ، احرام عتبهء عليا مرتبه شهنشاه سكندر جاه بسته لواى توّجه افراخت و در زمانى كه ضمير مهر تصوير صاحب تاج و سرير ، از مهمّ يعقوب خان شرير فراغت يافته بود ، قاصد صبا سرعت ، بشارت فتح فرهاد خان بنوّاب درگاه آسمان جناب رسانيد و مژدهء اين فتح ، موجب ازدياد ابتهاج و سرور و باعث وفور انتعاش طبيعت صاحبقران منصور گرديده بسجدات شكر الهى و ورود فيض نامتناهى قيام و اقدام فرموده به وصول موكب نوّاب خانى كمال سرور و شادمانى دست داد و جميع امرا و اركان دولت را باستقبال مأمور گردانيد [ ه ] بنفس نفيس ، تا يك منزل بيرون رفت و فرهاد خان ، باستقلال تمام بشرف پاى بوس شهريار گردون غلام مشرف گرديده يوسف بيگ را به تقبيل عتبه عليا رسانيد و اموال و اسباب و نقود و اجناس كه از كرمان آورده بود ، بمعرض عرض درآورده بخزانهء عامره داخل گردانيد .

--> ( 1 ) - م : نزد .